X
تبلیغات
دل نوشته

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید

صفحه نخست

ایمیل ما

آرشیو مطالب

لینك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ایمیل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لینك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

نویسنده :
مهندس محمد حسین زمانیان

آمار بازدید :
:: تعداد بازدیدها:
:: کاربر: Admin


دریافت کد موزیک






اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلي ابائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيًّا وَ حافِظاً وَ قائِداً وناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْنًا حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً بِرَحْمَتِكَ يا ارْحَمَ الرّاحِمينَ


فاحشه مبينه
 

بسمه تعالي

 

در پي اعتراض برخي از دوستان (كه به علت كمي تتبع جناب عايشه را مادر خود گرفتند) بر به كار بردن لفظ فاحشه در كنار نام مادرشان جناب عايشه،با توجه به حديث نبوي ثقلين۱ جهت فهم صحيح كلام الله به سراغ اهل بيت عليهم السلام رفته و از خرمن علم و دانش آن بزرگواران خوشه چيني مي نماييم.

پيشاپيش از فرزندان جناب عايشه پوزش مي طلبم،ولي حقايقيست كه مي بايست عنوان شود تا امر بر حق جويان مشتبه نشود و در انتخاب مادر خود ره به اشتباه نروند.

 

تفسیر آيه مباركه30 از سوره احزاب

 

عن حريز قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن قول الله عز وجل: (يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين) قال: الفاحشة الخروج بالسيف

محمد بن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قال لي: أتدري ما الفاحشة المبينة؟ قلت: لا. قال: قتال أمير المؤمنين عليه السلام يعني أهل الجمل

 

البرهان فی التفسیر القران - السیدهاشم البحرانی - الجزء السادس (6) - ص 251 - چاپ بیروت لبنان

 

 

تفسير قرآن

 

 

 مفسر پر آوازه شیعه علامه سید هاشم بحرانی در تفسیر این ایه مینویسد :

 

حریز گفت از امام صادق (ع) در مورد این قول خدای متعال پرسیدم ( فاحشه مبینه ) فرمودند : فاحشه کسی است که با شمشیر خروج کرد .

محمد بن مسلم روایت میکند که امام صادق فرمود : ایا میدانی فاحشه مبینه کیست ؟ گفتم نه ! فرمود : کسانی که با امیر المومنین جنگیدند یعنی اهل جمل ..

 

۱)مسند احمدج 5، صص 183 ؛ سنن نسائی حدیث شماره 8148؛ المستدرك ج 3، ص 110؛ صحیح ترمذی، ج 5، ص 328 ؛ المعجم الكبیر ج5 ص 186

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در سه شنبه 1393/01/19


ام المومنين!!!
 

بسمه تعالي

 

به راستي كه برخي از مومنين چه مادراني دارند!!!

 

قبل از هر چيز از تمامي خوانندگان گرامي بخاطر مطالب اين پست پوزش مي طلبم،اما حقايقيست كه با كتمان آن امر بر برخي مشتبه شده و در انتخاب مادر خود به خطا رفته اند،لذا نشر آن جهت اطلاع حق جويان لازم و ضروريست.

 

 

سند

 

 

 

عائشه خون حیض را با دندانهایش می خراشید و با آب دهان خیس می کرد تااثرش پاک شود .



وفي حَدِيث غَسْل دَمِ المَحِيض فَتَقُصُّه برِيِقهَا أَي تَعَضُّ مَوْضِعَهُ من الثَّوْب بأَسْنانِها ورِيقِها لِيَذْهَبَ أَثَرَهُ .



در حدیث شستن خون حیض آمده : « فَتَقُصُّه برِيِقهَا» یعنی محل خون حیض در لباس را با دندانهایش گاز می‌گرفت و با آب دهانش خیس می‌کرد تا اثر خون حیض پاک شود.



اسناد :



النهاية في غريب الحديث والأثر ، اسم المؤلف: أبو السعادات المبارك بن محمد الجزري الوفاة: 606 ، دار النشر : المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م ، تحقيق : طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي النهاية في غريب الأثر ج 4 ص 72 لسان العرب ، اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري الوفاة: 711 ، دار النشر : دار صادر - بيروت ، الطبعة : الأولى لسان العرب ج 7 ص 74 تاج العروس من جواهر القاموس ، اسم المؤلف: محمد مرتضى الحسيني الزبيدي الوفاة: 1205 ، دار النشر : دار الهداية ، تحقيق : مجموعة من المحققين تاج العروس ج 18 ص

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در یکشنبه 1393/01/17


فاطميه آمد...
 

بسم رب الزهرا سلام الله عليها

 

فاطميه سلام الله عليها آمد...

 

و اين در حاليست كه يك روز قبل از شب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها تبريك گفته مي شود!!!نمي دانم اگر تاريخ شمسي ظهور يا پيروزي حضرت صاحب الزمان عليه السلام مصادف با ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها شود در دولت ايشان،آن روز تبريك گفته مي شود يا تسليت!!!

مگر نمي دانند در روايت است كه اهل مكه و مدينه هم نعمت ولايت و اهل بيت عليهم السلام را داشتند ولي آنان از نعمت ولايت قدرداني نكردند،لذا به اعاجم منتقل گرديد.((اصول كافي ج1ص380؛بحار الانوار ج48ص304وج49ص232))

 

 

بر عمر لعنت

 

 

پس چرا به جاي تسليت تبريك مي گويند!و اين تبريك است كه باعث مي شود مردم كشوري كه مذهب رسمي آن شيعه اثني عشريست يك روز قبل از شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها به فكر گشت و گزار و شادي نمودن باشند.

حزن و اندوه در اين ايام بي شك مصداق محبت و ولايت است كه خود يك عمل است و واجب،بلكه از اعظم طاعات و واجبات است،به حدي كه فرموده اند: ((لم يناد بشيء كما نودي بالولاية!))البته نماز،روزه،زكات،حج هم واجب است.امّا محبت،هر قدر رتبه اش بيشتر باشد،اثر آن در اعمال ديگر بيشتر خواهد شد.

 

 

يا فاطمه سلام الله عليها

 

 

اينكه در قرآن كريم تنها مزد رسالت رسول معظم صلي الله عليه و آله و سلم ((المودة في القربي/شوري؛23))معرفي شده،بدون شك اگر چيز ديگري غير از مودت اهل بيت عليهم السلام براي مردم نافع تر بود بيان مي شد.

و اين حتما از مودت و محبت است كه به جاي اطلاع رساني ايام حزن و اندوه اهل بيت عليهم السلام،تبريك مي گوييم!!!يا شايد اين هم نوعي اتحاد است!!!!

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در سه شنبه 1393/01/12


سلمان حدادي
 

بسمه تعالي

 

 

امروز سوم فروردين سال 1393،بر حسب اتفاق مصاحبه شكبه ولايت با جناب آقاي سلمان حدادي وهابي ره يافته به مكتب اهل بيت عليهم السلام را مشاهده نمودم،مردي از خطه كردستان كه در دوران وهابيتش قريب به هزار نفر از اهل سنت را دعوت به تفكر وهابيت نموده.

و حال آن شخص پيرو مكتبِ حق اهل بيت عليهم السلام است و علت هدايتش اشك بر حضرت سيدالشهدا عليه السلام است.هنگامي كه از اشكي كه در شب عاشورا چهار سال پيش در مجلس روضة حضرت سيد الهشدا عليه السلام ريخته و آن شب مقدمه هدايتش گرديد سخن مي گفت،به حالش غبطه خوردم كه چگونه اشك بر مولايمان حسين عليه السلام قلبش را كيميا نمود.

 

 

يا حسين

 

 

هنگامي كه در صحبتهايش فرمود:متأسفانه شيعيان در دريايند و نمي دانند چه گنجينه هايي دارند،به حال خود افسوس خوردم كه واقعاً چرا شكر گذار اين نعمت عظيم الهي نيستم.

هنگامي كه داستان فرار از خانواده اش را بازگو مي نمود و بدينجا رسيد كه خانواده اش سر راهش را بند آورده او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و قصد زدن رگش را داشتند و در اين هنگام با لگد به شكم همسر باردارش كه قصد دفاع از او را داشته،كوبيدند و منجر به سقط جنينش شدند،و او در آن لحظه به ياد أميرالمومنين عليه السلام تحمل نموده از شيعه بودن خود خجالت كشيدم.

 

 

يا زهرا

 

 

هنگامي كه تعريف مي نمود خانواده و دوستان ثروتمندش همگي او را ترد كرده و چندين ماه به همراه همسرش در خيابانها، پاركها و ترمينالها مي خوابيده و تمام اين سختيها را به ياد اسراي كربلا تحمل مي نموده شرم كردم كه بگوييم شيعه ام.

براستي اگر من روسياه كه از كودكي ادعاي محبت و ولايت اهل بيت عليهم السلام را داشته ام در چنين شرايطي قرار گيرم بر اعتقاد خود استوار مي مانم؟؟؟

از اين تاريخ به بعد نمي دانم بگوييم چه مذهبي دارم!اگر بگويم شيعه ام پس سلمان حدادي چه مذهبي دارد؟

اگر بگويم محبم،باز گزاف گفته ام چرا كه محبت عمل آور است و من روسياه در كارنامه اعمال خود هيچ نمي بينم؟

 

 

آقا شرمنده ايم

 

 

تنها دل خوش به يك بيت شعرم و از امروز صبح مدام آن را بر لب زمزمه دارم و اميدوارم كه دعاي نهفته در اين يك بيت شعر در حقم به معرض اجابت برسد:

 

بي امتحان مرا به غلامي قبول كن

 

رسوا شود دلم گر تو مرا امتحان كني

 

 

دانلود کلیپ تصویری :

 

مصاحبه با سلمان حدادی

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در یکشنبه 1393/01/03


نوروز/فاطميه سلام الله عليها
 

بسم رب الزهرا سلام الله عليها

 

در حالي اين مقاله را به رشته تحرير در مي آورم كه در روزهاي پاياني زمستان به سر مي بريم،و خود را آماده استقبال از بهار مي نماييم.

اما بهار امسال و بهتر بگوييم اين چند سال تفاوتي با بهارهاي قبل دارد،و آن خزان شدن بهار مولا علي عليه السلام است.

 

 

بهار علي

 

 

بهاريست كه شكوفه هايش در آتش نا مردمان پژمرد شد و بهاريست متفاوت با ديگر بهاران.

مي شود در اين بهار سفره هفت سينمان را با سين،رمان سياهي تكميل نمود.

 

 

هفت سين

 

 

مي شود در اين بهار لباس سياه به تن نمود و در كنار سفره هفت سين در كنار دعاي تحويل سال روضه حضرت صديقه كبري سلام الله عليها را خواند.

 

 

لباس عيد

 

 

حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها،همان شخصي كه فضائلش نزد شيعيان و مخالفيان بي شمار است.

همان شخصي كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در وصفش فرمود:حقيقتاً فاطمه من دامانش را پاكيزه نگاه داشت،از اين رو خداوند متعال نسل و اولاد او را بر آتش جهنم حرام نمود.1

شخصيّتي كه رسول معظم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم در بيان معرفيشان فرمودند:فاطمه حوريه انسيّه است و هر گاه مشتاق بهشت مي شوم او را مي بوسم.2

 

 

يا زهرا

 

 

همان بانويي كه به گفته عايشه در شكل ظاهري و خوش سيرتي،طريقه و روش و سخن گفتن،ايستادن و نشستن شبيه ترين به رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم بود و آنگاه كه به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم وارد مي شد،حضرت از جا بر مي خاست به سوي او مي رفت،او را مي بوسيد و پس از خوش آمد گويي دست او را مي گرفت و در جاي خود مي نشاند. 3

 

 

بضعة مني

 

 

و بزرگ بانويي كه نبي خدا صلي الله عليه و آله وسلم كه به نص صريح قرآن سخنش جز وحي نيست4،در باره اش فرمودند:فاطمه پاره تن من است،مرا به ستوه مي آورد هر چه او را به ستوه آورد،و مرا مي آزارد هر چه او را آزار دهد.5

 

 

شهادت مادرم زهرا

 

 

و به راستي با توجه به اين روايات و آيه شريفه 57 سوره مباركه احزاب6،چه حالي دارند كساني كه به خانه فاطمه سلام الله عليها حمله نمودند،درب خانه را آتش زدند،حضرت را بين درب و ديوار قرار دادند،با لگد به پهلويش كوبيدند،سيلي به صورتش زدند و جنينش كه محسن نام داشت را سقط نمودند.7

 

 

يك سند

 

 

 و حضرت صديقه كبري سلام الله عليها از آنان كه بر او ستم نمودند عضبناك بود تا بشهادت رسيد.8

 

و چه حالي دارند كساني كه خود را محب سيدة النساء العالمين سلام الله عليها مي دانند و در اين ايام به شادماني و سرور مي پردازند!؟

آيا مي توانند جواب شيعياني را دهند كه به خاطر بستن سر بند يا زينب سلام الله عليها و دفاع از حرمش،توسط كساني از نسل نحس و شوم آنان كه فاطمه سلام الله عليها را آزردند،سر از بدنشان جدا شد؟!

 

 

جرم شيعه حب عليست

 

 

يا مي توانند جواب دستها و پاها و سرهاي شيعياني كه به جرم محبت اميرالمومنين عليه السلام از بدن جدا شد را دهند؟!

 

 

كشتار شيعيان

 

 

به راستي آيا مي توانند پاسخگوي شيعياني باشند كه به حضرت زهرا سلام الله عليها اقتدا نموده و جان خود در را سپر دفاع از ولايت مولا اميرالمومنين عليه السلام نمودند؟!

 

 

مظلوميت شيعه

 

 

آيا مي توان نسبت به سينه شيعياني كه به خاطر عشق به علي عليه السلام توسط پيروان هند جگر خوار،به خيال واهي آنكه بتوانند عشق به مولا عليه السلام را از دلمان در آورند، دريده شد،بي تفاوت بود؟!

 

 

جرم شيعه حب عليست

 

 

 

اسناد:

 

۱)المستدرك علي الصحيحين ج3ص152

۲)تاريخ خطيب بغدادي ج8ص87

۳)سنن ترمذي ج5ص657،حافظ ابن حبّان در صحيحش ج15 ص403

۴)وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَ *إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَي*(آيات ۳و۴ سوره مباركه النجم)

۵)صحيح بخاري ج5ص200،صحيح مسلم ج5ص53،مسند أحمد ج4ص328(5/430،ح18447)،صحيح ترمذي ج5ص655

۶)إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِينًا(سوره احزاب آيه شريفه ۵۷)

۷)لسان الميزان ج1ص268،الوافي بالوفيات ج5ص347،المختصر في أخبار البشر تأليف ابن ايوب شافعي ج 1 ص156طبع بيروت،المصنّف ج7ص432 تأليف ابوبكر بن محمد بن عثمان،شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج2ص45و56،السقيفة و الخلافة تأليف عبدالفتاح عبدالمقصود ص14،الملل و النحل تأليف شهرستاني ج1ص75 طبع بيروت،مروج الذهب تأليف مسعودي ج3 ص68،تاريخ يعقوبي ج2ص126طبع بيروت،المعارف ص210 و الامامة و السياسة ص12 تأليف ابن قتيبه و...

۸)صحيح بخاري5:5(ج3ص1126ح2926)،صحيح مسلم2:72(ج4ص29ح52)،مسند أحمد1:6و9(1/13،ح26؛ص18ح56)

                       

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در یکشنبه 1392/12/25


چند فتوا

 

بسمه تعالي

 

در اين پست ده فتوا از فتاواي آقايان اهل سنت را قيد مي نمايم،تا آنانكه بهره ايي از عقل دارند خود قضاوت نمايند:

 

 

محمد حسين زمانيان

 

 

قبل از هر چيز از تمامي دوستان بخاطر شنيع بودن اين مطالب پوزش مي طلبم اما ذكر نمودن اينها براي جويندگان حق ضروريست.البته اينگونه فتاوا در كتب روائي و فقهي مخالفيان بسيار بيشتر و شنيع تر از آن است كه قيد شود،لذا در اين مجال به اين ده فتوا بسنده مي نماييم.

 

1)يك بچه و چند پدر!!!!

 

احمد بن حنبل فتوا داده:

اگر دو نفر درباره پدري بچه ايي ادعا كردند،اگر هيچ يك دليل محكم و قانع كننده اي نداشتند يا دليل و مداركشان در تضاد هم باشد آن كودك را به قيافه شناس عرضه كنند و او هر كدام را تشخيص داد متعلق به اوست و اگر هر دو را تشخيص داد متعلق به هر دو آنهاست از هر دو ارث مي برند و آن دو از او ارث مي برند.همچنين اگر بيش از يك نفر ادعا داشته باشد با تشخيص قيافه شناس به همه آنان متعلق خواهد شد.((المغني لابن قدامة ج۶ص430،432))

 

2)حلال بودن زنا

 

اگر مردي پارچه اي به آلتش بپيچد و با زني نزديكي كند كه مني داخل رحم نريزد،نه غسل بر او واجب مي شود نه حد زنا و ضرري به عباداتش هم نمي رسد.

اين سخن شخصي به نام عبدالقاهر تميمي است كه صاحب كتاب طبقات شافعيه او را پيشواي بزرگ و جليل القدر مي داند...((طبقات الشافعيه الكبري لتاج الدين علي بن عبدالكافي ج5ص136-145))

 

3)عجيبترين فتوا

 

اگر شخصي دخترش را در مشرق زمين به عقد مردي در مغرب در آورد و بعد از شش ماه دختر،صاحب فرزند شود اين فرزند متعلق به همان مرد در مغرب است،حتي اگر چند سال گذشته باشد و اين زن و مرد به هم نرسيده و نزديكي نكرده اند و همچنين اگر كسي از لحظه عقد ازدواج به مدت پنج سال زير نظر نگهبانان زنداني باشد و سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعداي فرزند كنار همسرش باشد همه متعلق به وي مي باشند،اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را بعد از عقد نداشته است.((الفقه الاسلامي للزحيلي ج7ص683))

 

4) خواهر و برادري رضاعي

 

سرسخي در مبسوط از قول بخاري آورده است اگر چند نفر از شير يك گوسفند استفاده كنند خواهر و برادر رضاعي مي شوند و داستان محرميت و حرمت ازدواج دامنگيرشان خواهد شد.وسرسخي اين را رد كرده و مي گويد در رضاع شيرخوارگي نسب شرط است و مي افزايد اين فتوا موجب تبعيد بخاري از بخارا شد.((المبسوط ج30ص297وج1ص139))

 

5)خوردن حشرات

 

امام مالك خوردن حشرات و حيوانات مانند كرم،سوسك،موش،سوسمار و مار و... را جايز مي داند.((المغني لابن قدامة ج11ص65))

 

6)بطلان وضو

 

شافعي مي گويد:با دست مرطوب به شيعه زدن موجب وضو مجدد مي شود.((الاربعين ص652))

 

7)فرزند شوهر دوم:

 

ابوحنيفه مي گويد:اگر خبر مرگ شوهر زني را آوردند و او نكاح كرد،بعد معلوم شد شوهر اول زنده است و برگشت فرزندهاي حاصل از ازدواج دوم متعلق به شوهر اول است.((انوار نعمانيه ج4ص158))

 

8)جسماني بودن خدا:

 

احمد بن حنبل خدا را جسم مي دانست و معتقد بود هر شب جمعه به بام مساجد مي آيد لذا علماي حنابله آخورهايي در پشت بامها درست كردند تا خر خدا مشغول خوردن شود و كمي در آنجا توقف نمايد.((كامل ابن اثير ج8ص439))

 

9)جواز لواط

 

ابن قيم جوزيه در كتاب اغاثه اللمغان ج2ص515 آورده است:

يكي از علماي تسنن كتابي در حلال بودن لواط به فتواي مالك نوشته است!

 

10)رضاعه كبيره

 

اهل سنت با توجه به روايت مضحك موجود در كتب خود به نقل از مادرشان عايشه،حكم به محرم شدن مرد بزرگسال بعد از خوردن شير از پستان زن نموده اند.

((صحيح مسلم ج2ص1076؛سنن ابن داوود ج2ص223؛سنن النسائي ج6ص413؛سنن ابن ماجه ج1ص625؛مسند احمد بن حنبل ج6ص201والمحلي ج10ص202 و راجع بداية المجتهد ج2ص36))

 

يك توضيح:

 

از فتاواي فقهي يك مذهب مي توان به پاك و طاهر بودن آن مذهب پي برد.

 

قضاوت با شما!!!

 

دوستان جهت آشنايي با استدلالهايي در خصوص اثبات حقانيت ولايت اميرالمومنين عليه السلام مي توانيد از وبلاگ زير ديدن فرماييد:

 

اثبات حقانيت ولايت اميرالمومنين عليه السلام

 

همچنين جهت آشنايي با خلفاي اهل سنت از كتب معتبرشان به وبلاگ زير مراجعه نماييد:

 

آشنایی با خلفا اهل سنت

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در پنجشنبه 1392/12/22


معناي اتحاد از زبان مخالفين
 

بسمه تعالي

 

اينجانب به وبلاگ يكي از مخالفين مراجعه نموده و در خصوص مطالبش كه يكي در مورد شنوايي مردگان و ديگري در مورد گناه كردن پيامبر بود نظر خود را به شرح زير بيان داشتم،البته در حال حاضر مطالب ديگري هم در وبلاگش قرار داده كه پاسخ علمي آنها نيز داده شده است:

1)ابتدا ايشان را دعوت نمودم به قرائت آيه 7 سوره آل عمران

2)با استناد به آيه ۱۶۹ سوره مباركه آل عمران((وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ )) بيان داشتم كشته شدگان در راه خدا زندگانند و مي شنوند.

۳)با استناد به آيه ۸۵ سوره مباركه بقره((...أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ...))بيان داشتم تمام آيات قرآن را مي بايست در كنار يكديگر مطالعه نمود و خواندن يك ايه و قضاوت در مورد ان بدور از عقل است،براي مثال آيه مباركه تطهير را در كنار آياتي كه امر به استغفار براي پيامبر نموده قرار دهيم.

۴)ايشان را دعوت به مطالعه بحث قرآني كه با يكي از هم مذهبانش داشتم نمودم.

 

بحث قرآني

 

 

خلق العغظيم

 

 

 

در عوض اين خانم محترم كه برايشان دعا مي نماييم با صاحب اسمش محشور شود مطالبي را به صورت خصوصي در ذيل دو پست قبل به نام ريسمان اللهي قرار دادند كه دقيقاً آنها را مي آورم.قابل توجه آنان كه امر به اتحاد مي نمايند و مرا بخاطر نگاشتن اين مقالات مؤاخذه نمودند.

قبل از هر چيز از تمامي محبين اهل بيت عليهم السلام بخاطر اين مطالب عذر خواهي مي نماييم.اما نياز است مدعيان اتحاد بدانند.

نظرات سركار خانم عايشه مدير محترم وبلاگ ام المؤمنين السيدة عائشة الصديقة رض

 

1-واضحاً همانطور که ازدواج با شیعه حرام است،بر اساس :لا تنکحوا المشرکات و لا تنکحوا المشرکین،بقره/221،پس هر نوع شبیه مشرکین شدن،نیز حرام هست ،چه رسد به تظاهر به وحدت و تقیه.
2-با افتخار و سربلندی ،نه شیعه فلانی هستیم و نه شیعه زنش.و حتی شیعیان آن بابا را مسلمان و پیرو محمد نمیدانیم.چرا که :ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعاً لست منهم فی شی انما امرهم الی الله ثم ینبهئم بما کانوا یفعلون. انعام/159
3-بحث کذائی وحدت،بحثیست که در کلام شما دیده میشود و نه ما.موضع ما پیرامون وحدت،همان هست که در سوریه و عراق و افغانستان مشاهده نمودید و در آینده نیز مشاهده خواهید نمود.چگونه بین یکتاپرستان و کسانی که حسینیه دارند،وحدتی هست؟ پناه بر خدا !
4-خدانترسی و بی حیائی ،عمود خیمه شیعیان فلانیست.کار ما را بسیار راحت کردید با درج این مطلب.اساساً کلام خالق و قرآن از نظر شیعه،ستایش آن یارو هست.و اما الرحمن،برای صرفه جوئی در جوهر،نام 3 حرفی ،اسمش را نمی آورد و درس صرفه جوئی و تقیه !به شیعیان میدهد.پناه بر خدا از توصیفاتی که نسبت میدهید به خالقتان.مرگ بر انسان چقدر ناسپاس است!! سبحان الله عما یشرکون!
5-به ملائکه و الله الرحمن نیز این تفسیر را نشان دهید که حبل الله،علی هست.یعنی موجودی که قضای حاجت میکند و الان هفتصد کفن پوسانده،شده حبل الله.چنگ زدن به او هم لابد یعنی خرید از بازارهای نجف و کمک به اقتصاد عراق.یعنی جنازه یک عرب مرده،شده سامع کل اصوات و شفیع و رازق شما. لطف کنید این جنائز و موهومات را به ما تعارف نکنید.حضرات ائمه کذائی شما +فاطمه روی هم نمیتوانند یک مگس خلق کنند و خواندن آنها را به ما تعارف نکنید.که ما نیازی به چنین موجودات و مخلوقاتی نداریم.برای خودتان نگه دارید.
6-فرمودید که آیه ای دیده شده،بر آیه دیگر چشم پوشی شده.حاضر به مناظره هستم راجع به موضوع (( شنوائی اموات در قرآن)) .شما مستندات قرآنیتان را مبنی بر شنوائی اموات ،ارائه کنید و من هم ارائه میکنم و به خروج بندگان خدا از آئین (( نجس )) شرک،کمک میکنم.واضح است که هیچ دلیل و برهانی وجود ندارد،مگر تفاسیر به رائی که به گوش هر عاقل منصفی بخورد،آخرتش را به آنها گره نخواهد زد.همه منابعی که میخواهید از روی آنها کپی-پیست بزنید،را بخوانید و به همه حضرات مثلاً معصومین متوسل شوید،مخصوصاً به چند طفلان مسلم تا بتوانید از این مناظره سربلند بیرون بیائید.

مهم نیست که شما مناظره را درج کنید یا نه.اما من در وبلاگم ،تلاش مذبوحانه شما برای تغییر و قلب کلام الله را درج خواهم کرد.نور خدا با دهانهای شما خاموش نمیشود.
منتظر شروع مناظره و ارائه مستندات قرآنی شما دال بر شنوائی اموات هستیم.

 

 

 وبلاگ ام المؤمنين السيدة عائشه الصديقة رض

 

 

يا علي

 

 

 

 اينجانب سركار خانم عايشه و تمامي هم انديشانش را براي تأمل و تمامي شيعيان مولا اميرالمومنين عليه السلام را براي اطلاع دعوت به خواندن مطالب دو وبلاگ زير مي نمايم:

 

 

آشنايي با خلفاي اهل سنت

 

 

اثبات حقانيت ولايت اميرالمومنين عليه السلام

 

 

 

اينجانب بر حسب وظيفه امر به معروف و نهي از منكر بار ديگر به وبلاگ سركار خانم عايشه كه باز برايشان دعا مي نماييم با صاحب نامش محشور شود سر زده و در خصوص مطلبي در مورد علم غيب در قسمت نظر دهي مطالب زير را درج نمودم:


1)خداوند در جايي از قرآن مي فرمايند:كليد غيب نزد خداوند است و كسي جز خدا بر او آگاه نيست و يا اينكه فرموده:خداوند داناي علم غيب است و هيچكس بر عالم غيب آگاه نيست.((وَ عِندَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إلَّا هُوَ))(سوره انعام آيه 59)((عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيبِهِ اَحَدًا))(سوره جن آيه 26)

در جاي ديگر قرآن مي فرمايد:خداوند علم غيب را به هركس از رسولانش كه از آنها راضي شده عطا مي نمايد.((اِلَّا مَنِ ارْتَضي مِن رَّسُولٍ))(سوره جن آيه 27)
2)دو مرتبه شما را دعوت می نماییم به خواندن ایه 7 سوره ال عمران
3)شما را دعوت می نماییم به اخلاق قرانی

 

كه متأسفانه ايشان نظرات بنده را تأييد ننموده لذا بار ديگر به وبلاگ ايشان سر زده و علت عدم تأييد را سوال نمودم كه به صورت نظر خصوصي متن زير را درج نمودند:


این نظر هست،که ارزش تائید کردن هم ندارد چرا که ورم داشتن مغزت از آن مشخص میشود.تائیده برای حرفهایم را لازم نمیدانم،درج کنم،اساساً خودت میفهمی چه چیزهائی را کپی-پیست میکنی یا چشمهایت نمیبیند؟اگر خیلی ادعایت میشود تا راجع به همه چیز مناظره کنیم. اگر هم نظرت همان نظر ((دوستم )) هست که در متن درج شده،دیگر چرا بر آن تاکید میکنی؟

 

با اين مطلب براي ما ثابت شد ايشان به دنبال حق نبوده و نيست و نخواهد بود،خود را به خواب غفلت زده و وقتي به خود مي آيد كه در حال التماس نمودن به ملك الموت جهت فرصت گرفتن است.

اينجانب به عنوان يك عوام شيعه نه ايشان كه در اندازه مناظره نمودن نيست بلكه رئيس دانشگاه الأزهر مصر را به مناظره مي طلبم همانگونه كه با آقاي ملازاده بحث نموده و ايشان نيز مانند سركار خانم عايشه بنا را بر فحاشي نمودن گذاشت،كه أنشاالله مشروح اين مناظره را تحت مقاله ايي به عرض تمامي دوستان مي رسانم.


 

يا علي

 

 

پس از نظراتي كه سر كار خانم عايشه به طور خصوصي براي بنده قيد مي نمود اينجانب به وبلاگ ايشان مراجعه نمودم و از ايشان خواستم كه نظراتش را به صورت عمومي ارسال نمايد تا تاييد شده و مورد مطالعه همگان قرار گيرد،ضمن اينكه در خصوص كتاب شريف بحار الانوار و كليه كتب روائي شيعه از جمله كتب اربعه بيان نمودم كه قريب به اتفاق علماي شيعي تمام احاديث موجود در مجامع حديثي شيعي را صحيح نمي دانند و مي بايست هر روايت بررسي شود،پس از اين ايشان به وبلاگ بنده مراجعه نموده يك نظر خصوصي و يك نظر عمومي قيد نموده،كه دوستان مي توانند نظر عمومي را در قسمت نظرات بخوانند و اما نظر خصوصي ارسال شده توسط ايشان:

 

نظر عمومی هم گذاشتم و جرات تائید نداشتی .مرا لینک کن با نام دعوت به یکتاپرستی (آماده مناظره)اگر جرات داری!
و اما :
پس اعتراف کردی که همه بحار صحیح نیست،چون جزو کتابهای چهارگانه نیست.بسیار خب.من این اعتراف را میپذیرم و بجای بحار،کافی را نقد میکنم.ببینم بعدش چه زبان درازی خواهی کرد؟!

اگر مناظره ای میخواهی انجام بدهی،ای.میل بزن.چرا که در وبلاگ همانطور که دین شیطانیت دستور میدهد ،تقیه و دروغ و دستبرد در متون را جایز میدانی و برای به به و چه چه شنیدن از مشتی افراد گمراه تر از خودت همه کاری خواهی کرد.شیعه یعنی تدلیس،یعنی دروغ و خدانترسی.


 و اما اينجانب بار ديگر به حسب وظيفه ديني خود مبني بر امر به معروف و نهي از منكر بار ديگر به وبلاگ ايشان مراجعه نموده و مطالب ذيل را قيد نمودم:

 

سركار خانم عايشه قبل از هر چيز شما را دعوت مي نماييم به رعايت ادب قرآني هرچند اميدي به رعايت ان از شما ندارم.

دوماً عقيده شيعه بر اين است كه كليه احاديث چه در كتب اربعه چه در كتب ديگر نياز به بررسي ده علم از جمله علم رجال،علم درايه،علم مصطلح الحديث و... دارد.

سوماً اين صحبت در رد اين حديث و خلقت نوراني حضرت زهرا سلام الله عليها و اهل بيت عليهم السلام نمي باشد و صرفنظر از مجامع حديثي شيعي در مجامع حديثي اهل سنت نيز به وفور يافت مي شود.

چهارماً چگونه شما در صدد اهانت به بانويي هستيد كه در ايه مباهله به عنوان تنها زن اسلام قيد گرديد و همان عايشه كه صاحب اسم شماست در فضيلت اين بانو احاديث بسيار نقل نموده.

بنده شما و تمامي علماي اهل سنت را دعوت به مناظره حضوري مي نماييم با ميزباني بنده و ضبط مناظره،منتظر جوابتان هستم.

 

 اينجانب رسماً اعلام مي نماييم حاضر به بحث حضوري با تمام افراد هم عقيده سركار خانم عايشه با ميزباني بنده هستم،اما ميزبانيشان را نمي پذيرم چرا كه شيعه همنوع آزاري و حتي طبق رساله حقوق حضرت سجاد عليه السلام حيوان آزاري را جايز نمي داند،اما آنها انسان كشي را افتخار خود مي دانند و وقايع دردناك عراق،افغانستان و سوريه را مدال افتخار خود نموده و خود را مستحق بهشت مي دانند.

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در چهارشنبه 1392/12/21


شكست
 

بسمه تعالي

 

اميرالمومنين عليه السلام فرمودند:زماني فرا مي رسد كه در آن،سلامتي كامل،ده قسمت است؛نه قسمت آن در كناره گيري از مردم و يك قسمت ديگر در سكوت مي باشد.

مستدرك الوسائل ج11ص388ح21

بنده نه به عنوان يك عالم دين كه آگاه به علم دراية الحديث باشم بلكه به عنوان يك شيعه و بهتر بگوييم يك مدعي محبت اهل بيت عليهم السلام برداشت خود را از اين روايت  نقل مي نمايم.

شايد در نگاه اول چنين برداشت شود كه به علت شبهات گوناگوني كه در جامعه القا مي شود جهت سلامتي دين بهترين راه كناره گيري از مردم باشد تا از گزند اين شبهات در امان بود،و با سلامت دين به سر منزل مقصود رسيده.

اما بنده از جهت ديگر به اين روايت مي نگرم،گاهي در درواني كه پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم فرمودند در آن دوران مرد،ميان ناتواني و معصيت خدا،مخيّر مي شود؛هر كس در آن زمان بود،بايد ناتواني را بر گناهكاري برگزيند.((مسند أحمد حنبل ج2ص278)) انسان دست افرادي را با محبت برادري مي فشارد تا بتوانند با تذكر به يكديگر از معصيت خداوند دوري گزينند،بتوانند همديگر را ياري نمايند و در مشكلات پشتيبان هم باشند.

 

 

عاقبت گناه

 

 

واگر كسي از طرفين اين پيمان برادري در شرايط معصيت خدا قرار گيرد،طرف ديگر بتواند مانع آن شود،اما اگر مطلع شوي كسي كه برايت مانند برادريست به گناهي آلود شود و تو نتوانسته ايي مانعش شوي بزرگترين شكست است،باعث سر افكندگيست،كابوس است و بزرگترين ضربه روحيست.روح انسان در عذاب است،متحيري!نمي داني از شدت اندوه اشك بريزي يا از شدت عصبانيّت نعره زني،نمي دانم چه بايد كرد؟؟؟؟؟

بهترين كار عمل به فرموده مولاي متقيان عليه السلام است،انزوا از مردم و سكوت،اگر بدين عمل كني در روزگاري كه قبح گناهان ريخته شده؛ديگر گناه ديگران برايت كابوس نيست،عذاب روحي نيست،تلخ است اما نه به تلخي وقتي كه رفيقت كه با محبت برادري دستش را فشردي به گناهي آلود شود و تو از ممانعتش عاجز باشي،هيچگاه انسان بدين اندازه احساس حقارت و شكست نمي كند.

اينها همه حرف است،بغضيست كه در گلو مانده نمي دانم چگونه آنرا فرو برم،اصلا خود نمي دانم چه نوشتم،صحيح بود يا غلط،فقط اين را مي دانم رفيق فقط آقايمان حسين عله السلام است،او كه براي نجات تك تك ما خود را به طوفان بلا ها مي زند،همو كه كشتي نجات است و نه تنها افراد در حال غرق در درياهاي پر تلاطم بلكه فرو رفتگان در باطلاقهاي نفساني را نجات مي دهد.

 

 

رفيق فقط حسين

 

 

و كاش هنگامي كه به فكر گناهيم اندكي متوجه اين بوديم كه جدا از خداوند متعال ائمه اطهار عليهم السلام  ناظر مايند و ما غافل از آنانيم،ما غرق در گناه و غافل از اشكهاي اماممان،كه حق ولايت بر ما دارد،وقتي رفيقت آلوده به گناهي مي شود،تويي كه ولايتي بر او نداري و فقط دست او را با محبت برادري فشردي اينگونه احساس حقارت و شكست مي كني،آقايمان چه مي شكد؟؟!!

 

توبه

 

 

خداوند منان همه ما را در پاك بودن و پاك ماندن مساعدت نمايد،تا هنگام نظاره بر رخ عالم تاب آقايمان سرافكنده نباشيم و خداوند كمك نمايد اگر به گناهي آلوده شده ايم استغفار نماييم،بعد از شش معنايي كه اميرالمومنين در حكمت 417 نهج البلاغه فرمودند:پشيماني از آنچه گذشت؛تصميم به عدم بازگشت؛پرداختن حقوق مردم،چنان كه خدا را پاك ديدار كني،كه چيزي بر عهده تو نباشد؛تمام واجبهاي ضايع كرده را بجا آوري؛گوشتي كه از حرام بر تنت روييده،با اندوه فراوان آب كني،چنان كه پوست بر استخوان چسبيده،گوشت تازه برويد؛رنج طاعت را به تن بچشاني چنان كه شيريني گناه را به او چشانده بودي.آنگاه آقايمان كه همانند خداوند رحمن است و رحيم صورت ما را بالا آورده و به صورتمان نظاره نمايد،همانگونه كه جد بزرگوارشان آقايمان حسين عليه السلام صورت حر را بالا آورد و با محبت بر چهره اش نگريست.

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در سه شنبه 1392/12/20


ريسمان اللهي
 

بسمه تعالي

 

عده ايي با استناد به آيه شريفه 103 سوره مباركه آل عمران كه خداوند عزوجل مي فرمايند:

 

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا

 

ادعا مي كنند كه خداوند امر به وحدت ميان مسلمانان نموده،و با اين توجيه دست از بسياري از عقايد برداشته و آنها را مضّر دنياي اسلام مي دانند.

 

واعتصموا بحبل الله

 

 

اما غافل از آنند كه مراد خداوند عزوجل از حبل الله مولا اميرالمومنين عليه السلام است،چرا كه در زيارت مطلقه اميرالمومنين عليه السلام پس از رسيدن به درگاه اول مي خوانيم:

 

اَلّلهُمَ لِبابِكَ وَقَفْتُ،وَ بِفَنائِكَ نَزَلْتُ،وَ بِحَبْلِكَ اعْتَصَمْتُ...

 

((مفاتيح الجنان،زيارت مطلقه اميرالمومنين عليه السلام))

 

واعتصموا بعلي

 

 

خداوند متعال در اين آيه شريفه امر فرموده به مولا اميرالمومنين چنگ زنيد تا از ذات خداوند متفرق نشويد،كه خداوند بدون مولا علي عليه السلام همانند بتِ،بت پرستان است و نمي توان به كساني دست برادري داد كه به چنين خدايي اعتقاد دارند.

 

 

ايه الله العظمي خويي

 

 

خطاب خداوند در اين آيه به بي بهره گان از ولايت مولاست كه متفرق شدند و نه خدا را شناختند نه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و نه دين را،خود را مسلمان مي دانند اما غافل از آنند كه در زمره گوساله پرستان امت پيغمبرند.

 

ايه الله خمينمي

 

 

شيعيان كه به ريسمان اللهي چنگ زده و جمع اند،مخالفين اگر ادعاي پيروي از اسلام دارند دست به سوي مولا علي دراز نمايند تا از تفرقه نجات يابند.

 

 

واعتصموا بحبل الله = واعتصموا بعلي عليه السلام

 

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در چهارشنبه 1392/12/14


ايمان،اعتماد و اميد
 

بسمه تعالي

 

كودكي انديشيد كه خدا چه مي خورد،چه مي پوشد،و در كجا منزل دارد؟

ندايي آمد كه:

او غم بندگانش را مي خورد،گناهانشان را مي پوشد و در قلب شكسته ي آنان ساكن است.

به راستي با وجود چنين خداوند مهرباني ما چگونه بنده ايي بوده ايم،آيا به اين خدا ايمان،اعتماد و اميد داشته اييم؟

نه ايمان،اعتماد و اميد لساني بلكه در عمل و به طور مطلق.

براي درك بهتر و بيشتر معناي ايمان،اعتماد و اميد سه داستان ذكر مي نماييم:

 

روزي تمام روستايي ها تصميم گرفتند تا براي بارش باران دعا كنند،در روزي كه براي دعا همگي دور هم جمع شدند تنها يك پسر بچه با خود چتري برداشت.

 

اين يعني ايمان

 

كودك يك ساله اي را تصور كنيد.زماني كه شما او را به هوا پرتاب مي كنيد او مي خندد.چرا كه او مي داند شما او را خواهيد گرفت.

 

اين يعني اعتماد

 

هر شب ما به رختخواب مي رويم،ما هيچ اطميناني نداريم كه فردا صبح زنده بر مي خيزيم با اين حال ساعت را براي فردا كوك مي كنيم.

 

اين يعني اميد

 

آيا به اين معنا ما به خداوند ايمان،اعتماد و اميد داريم؟؟؟

يكي از دوستان در صفحه فيس بوكش تصوير زير را به اشتراك گذاشته بود:

 

 

توبه مي كنم

 

 

بسيار زيبا و تأمل بر انگيز است،براستي اگر روزي چنين پيامي بر روي صفحه مانيتور عمرمان نقش ببندد،آيا به قدري به خداوند ايمان،اعتماد و اميد داريم كه روي گزينه توبه مي كنم كليك كرده؟؟؟

 

 

 



نوشته شده توسط محمد حسین زمانیان در سه شنبه 1392/12/13


:: فاحشه مبينه
:: ام المومنين!!!
:: فاطميه آمد...
:: سلمان حدادي
:: نوروز/فاطميه سلام الله عليها
:: چند فتوا
:: معناي اتحاد از زبان مخالفين
:: شكست
:: ريسمان اللهي
:: ايمان،اعتماد و اميد
:: عايشه همسر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم
:: جاي تأمل
:: حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها
:: پاسخ يك سوال
:: باران بهاري

.............. مطالب قدیمی‌تر >>




اینجانب محمد حسین زمانیان در بیست و هفتمین روز از ماه سبز خرداد سال شصت و هفت شمسی در بیمارستان امام سجاد علیه السلام تهران چشم به این جهان پر مشغله گشودم و تا امروز اتفاقات تلخ،شیرین و اموزنده بسیاری را تجربه نمودم که در این وبلاگ سعی شده مقالات ،مطالب،تفکرات و تجربیاتم را بیان نمایم تا با کمک دوستان بتوان انچه صحیح است تقویت و نا درستش را اصلاح نمایم.
09359362966


:: :: قالب وبلاگ
:: قالب
:: خبرگزاري ايران و جهان (نيوز 110)
:: ابزار رایگان وبلاگ
:: شيطان پرستي
قالب بلاگفا

:: 93/01/01 - 93/01/31
:: 92/12/01 - 92/12/29
:: 92/11/01 - 92/11/30
:: 92/10/01 - 92/10/30
:: 92/09/01 - 92/09/30
:: 92/08/01 - 92/08/30
:: 92/07/01 - 92/07/30
:: 92/06/01 - 92/06/31
:: 92/05/01 - 92/05/31
:: 92/04/01 - 92/04/31
:: 92/03/01 - 92/03/31

صفحه نخست | ایمیل ما | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by mhz67
Design By : wWw.payamblog.com